سه شنبه بیست و ششم دی 1385
سیاهی
بـا آنـكه بـه در لالـه ی پـرپـر زده ايم
تـهـمت به گلايه های خواهر زده ايم
بعد از تو نشان سرفرازی شده است
زخـمـی كـه به پـهـلـوی بـرادر زده ايـم .
*************
اي عشق ! ببين چه كرده با ما گريه
تعـريف شود صورت مـا با گريه
بر حـال وطـن نـمی توان خنديدن
لا راه وَ لا چــارةَ الّا گــريــه .
**************
اي عشق زمين به روح شعرم خنديد
ديـواره ی چيـن به روح شعرم خنديد
مـحكوم بـه يـك حبـس ابـد در شعرم
زنـدان اويـن بـه روح شـعرم خنديد .
************
وقتي كه بـهار طـعـم گـس می گـيرد
ديـوار تـنـم رنـگ قـفـس می گـيـرد
ای وای كمك _ زود _ كسی می سوزد
اين جا خـفـقـان است نفس می گـيرد .
************
شب در همه جاری _ سحری نيست كه نيست
زنـدان نـفـس جـای دری نيست كه نيست
بــغــضـی بـه گـلـوگـاه صـدا گـيـر افـتـاد
از بـارش بـاران خبـری نيست كه نيست .
*********
شنبه هشتم مهر 1385
بـه : عـبـاس شـيـخـی
ها ... زندگی ام اسير تكرار شده ست
در بـيـن دو ديـوار گـرفتـار شـده ست
اي عـشـق ببين _ ببين تـبـانی كردند
منـصـور دوباره بر سـر دار شده ست .
*********
شب در همه جاری _ سحری نيست كه نيست
زنـدان نـفـس جـای دری نيست كه نيست
بــغــضـی بـه گـلـوگـاه صـدا گـيـر افـتـاد
از بـارش بـاران خبـری نيست كه نيست .
*********
هر چند قديم عشقمان نارس بود
يك حجم غزل برای چشمت بس بود
در خواب غزل برای چشمت گفتيم
بيدار شديم ، هر كسی نا كس بود .
*********
امسال وجودمان زغم لبريز است
انگار مسـير حمله ی چنگيز است
اي عشق بهار زندگی مان پوسيد
امسال تـمـام فصل ها پاييز است .
************
آرش زكمان گذشته _ يعنی برگرد
آينده _ زمان گذشته _ يعنی برگرد
چـيـزی كه نـمانـده تـا سـراپـا آتـش
آب از سـرمان گذشـته يعنی برگرد .
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
مردن
ده متر زمين برای مردن كافیست
صد قرص- همين-برای مردن كافیست
هی درد وَ هی درد وَ هی درد ـ خدا...
يك درد چنين برای مردن كافیست .
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
قیل و قال
ساكت كه به قيل وقال من میخندد
آيا...؟ تو چرا...؟ سئوال من میخندد
وقتی كه خودم به هستیام می گریم
انگار خدا به حال من میخندد .
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
پنجره در پنجه ى دیوار
يك پنجره در پنجه ی ديوارم من
از صحبت عاشقانه بيزارم من
تب در همه جای بدنم پيچيدهست
اما چه كنم كه دوستت دارم من .
