تبليغاتX
در هواى دو گانگى

سه شنبه بیست و ششم دی 1385

سیاهی

بـا آنـكه بـه در لالـه ی پـرپـر زده ايم

تـهـمت به گلايه های خواهر زده ايم

بعد از تو نشان سرفرازی شده است

زخـمـی كـه به پـهـلـوی بـرادر زده ايـم .

*************

اي عشق ! ببين چه كرده با ما گريه

تعـريف شود صورت مـا با گريه

بر حـال وطـن نـمی توان خنديدن

لا راه  وَ  لا  چــارةَ   الّا  گــريــه .

**************

اي عشق زمين به روح شعرم خنديد

ديـواره ی چيـن به روح شعرم خنديد

مـحكوم بـه يـك حبـس ابـد در شعرم

زنـدان اويـن بـه  روح شـعرم خنديد .

************

وقتي كه بـهار طـعـم گـس می گـيرد

ديـوار تـنـم رنـگ قـفـس می گـيـرد

ای وای كمك _ زود _ كسی می سوزد

اين جا خـفـقـان است نفس می گـيرد .

************

شب در همه جاری _ سحری نيست كه نيست

زنـدان نـفـس جـای دری نيست كه نيست

بــغــضـی بـه گـلـوگـاه صـدا گـيـر افـتـاد

از بـارش بـاران خبـری نيست كه نيست .

*********

نوشته شده توسط مجتبی طلعتی در 9:21 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •